نامه های مامان

[عنوان ندارد]

ما تمایل داریم که درباره همه چیز تصوراتی برای خودمان بکنیم. مشکل اینجاست که این تصورات را باور  می کنیم ومی توانیم قسم بخوریم که واقعی هستند. ما درباره آنچه دیگران می اندیشند ویا انجام می دهند تصوراتی داریم وآنها را به خود می گیریم وبا ارسال زهر عاطفی با کلاممان واکنش نشان می دهیم..  به همین دلیل است که هر وقت تصوراتی رادرذهنمان شکل میدهیم .. دنبال مشکل می گردیم .. تصور می کنیم، تعبیر غلط می کنیم واز هیچ فاجعه ای عظیم می سازیم           ...
30 آبان 1392

دلتنگی

  دلم تنگ استــــــــــــــــــــــــــــ دلم اندازه ی حجم قفس تنگ استـــــــــــــــــــــــــ سکوت از کوچه لبریز استــــــــــــــــــــــــــــ صدایم خیس و بارانی ستــــــــــــــــــــــــــــــــــ نمیدانم چرا در قلب من پاییز طولانی ستـــــــــــــــــــــــــــ ...
29 آبان 1392

روزانه من

به نام خداجوووون خودم! یه مدت خوبم ولی دوباره  ازاینکه مادرنیستم بهم میریزم..دیشبم هم ازاون شبا بود...دیشب ازیه موضوعی سردرد شدید گرفتم . انقد خدا رو صدا زدم والتماس کردم و گریه کردم تا خوابم برد... یه جمله  یادم اومد که میگه ..انقد که شبها گریه کردم غنچه های صورتی ملحفه بالشم گل داده اند... ولی خب الان شکرخداجوونم بهترم !!! امروز چون باید واسه تعویض پلاک میرفتیم سرکارنرفتم.. اول صبح یه صبحانه مشتی با همسرجان خوردیم ...بعدشم افتادم به جووون خونه ..تمیزکاری واینها...!!خعلی خوبه که تمیزممیزکنی بعد بشینی نگاه کنی خونه رو!!!بعدم که تیم والیبالمون تو ست ۵ ...ایتالیا روز ۱۵به ۱۳ برد خعلی خوچحال شدم..انقد  بالا وپایین پریدم ...کلا الکی خووووش ت...
29 آبان 1392

صلوات ابوالحسن ضراب اصفهانی

گاهی انقد که برای  بچه دارنشدن دوستان وبلاگیم غصه  میخورم برای خودم نمیخورم ...!!! امروز یه همکارامون یه دعا آورده بود میگفت تا قبل پایان ماه محرم بخونید ..حاجت میده ..استغاثه به امام زمانه ولی اونیکه تو مفاتیحه نیستشا ....میگفت یکی میخواسته بره کربلا پول نداشته ..یعد دعا رو به نیت میخونه یکی پیدا میشه همون سال اونو شوهرشو مجانی میفرسته کربلا..یکی هم ۱۰ سال بچه دارنمیشه بادوا درمون ..اونم بچه دارشده ..طفلکی کپی کرد بهمون داد.. لینکشو گذاشتم... اینجاست این پایین .. http://www.erfan.ir/farsi/mafatih30/ بخونید انشالله که حاجت روا بشید عزیزای دلم...منم کمترغصه تونو بخورم! ...
27 آبان 1392

زیرنوریک فندک

خداوندا...حقا که برایت کاری نکرده ام ماه من....هردم که دلم از تنهایی گرفت ..سربه شانه ات گذاشتم وسیل اشکم را به روی شانه های حجیمت روانه کردم...تنها غم هایم را به آغوشت آوردم..خدایا دلم امشب شمع میخواهد ..سکوت میخواهد..شمع درخانه نیست..میروم وفندک میآورم ...وبه شعله اش خیره میشوم....به آرامش شعله خیره میشوووم..چه حسی شیرینی خلوت باتودارد....پروردگارا...چه آرامشی دارد با تو بودن..بدون اینکه به هیچ چیز فکرکنی ...یادم باشد فردا شمع بخرم....
26 آبان 1392

سیم های مغزم

ای خداوند...شکرمیکنم تو رابه خاطرهمه نعمت هایت .....آنها که به چشم میبینم وآن ها که نمی بینم..شکرمیکنم خداوندی را که به من محبت میکند درحالی که بی نیاز از من است...خداوندا ..من ازهمه گناهانم توبه میکنم و ازتو میخواهم مرا ببخشی وجنینی سالم درمن قرار دهی!!! برای خود وهزاران زن مثل من...که در انتظار مادرشدن اند..!!!برای سلآمتی مادر رعنای عزیزم دست دعا به سویت درازمیکنم ودعامیکنم.... باتمام وجودمممم!!!!!!! +اصلا چندروزی است حس وحال نوشتن ندارم..شکرخدا وقتی که سرکارمو..مشاوره میدم تا ساعت دونیم.. چیزی حالیم نمیشه ..انقد سرگرم کارم متوجه هیچی نمیشم...همین که میام خونه تازه دردودلم بازمیشه ..تازه دنبال گم گشتم میگردم...همین که میدونم قناری ام تو خ...
25 آبان 1392

حسین هنوز هم مظلوم است...

چون وقتی خورشید عصر عاشورا غروب کرد... او هم می‌رود ...! یاد حسین را میگویم!  از خلوت کوچه دلم می‌گیرد!  و هنوز در انتظار بارانی شدن چشمانم هستم.   http://namehnews.ir/News/Item/82072/7/82072.html لینک بالا .......آهنگ لای لای علی اصغر با صدای علی عبدالمالکی... پاشو مادر واس من ناز کن..... ...
23 آبان 1392